على محمدى خراسانى
104
شرح مكاسب (فارسى)
شمردهاند و ما از اين لازم به آن ملزوم مىرسيم . ] و مرحوم شهيد اوّل هم در دروس « 1 » فرموده : كسى كه سحر را حلال بكند بايد كشته شود [ يعنى مرتد شده و واجب القتل است و اين كاشف از ضرورى دين بودن حكم حرمت سحر است . ] كيفيت استشهاد : اگر فخر الدين و شهيد و . . . ادّعاى اجماع منقول مىكردند ، ممكن بود بگوئيم : اجماع منقول به خبر واحد نزد ما ارزشى ندارد ولى آن دو با همهء عظمت و قداست و فقاهت و تتبّعى كه دارند ادّعاى ضرورت دين كردند و با ادّعاى دو نفر ضرورى دين بودن محرز نمىشود ولى حداقل اطمينان پيدا مىكنيم : كه معلوم مىشود مسئله حرمت سحر از مسائلى است كه علماء اعصار و امصار بر آن متفق هستند و اطمينان حاصل ما را بس است و روى آن كه علم عادى است تكيه مىكنيم . و فتوى به حرمت چهار قسم مذكور مىدهيم . 3 - روايت احتجاج طبرسى كه بعدا خواهد آمد . قوله : نعم : به عقيدهء ما چهار قسم مذكور كه از جملهء آنها طلسمات بود ، مطلقا حرمت دارند و جاى تفصيل نيست . ولى مرحوم سيّد عبد اللّه جزائرى صاحب شرح النخبة [ متن نخبة از مرحوم فيض كاشانى است . ] فرموده : طلسمات مطلقا حرام نيست ، و طلسم بودن موضوعيت ندارد بلكه بايد گفت : آن بخش از طلسمهائى كه موجب اضرار و خدعه بر مسلمانان مىگردد و به آنها ضررى وارد مىكند [ مثلا سبب شكست اسلام مىگردد . ] يا سبب توهين به برخى از حريمهاى الهى و شعائر الله [ از قبيل قرآن ، ابعاض آن ، اسماء حسناى الهى ، اسماء انبياء و ائمه عليهم السّلام ، مسجد ، مشاهد مشرّفه و . . . ] مىگردد ، بلاشك اينها حرام است چه نامش سحر باشد يا نه ، زيرا
--> ( 1 ) دروس ج 3 ص 164 .